خرید بک لینک
روز شنبه رفتم بیمارستان..بدون هیچ گونه دردی...و بعد از گذشت چندین ساعت...

6بعد از ظهر همان روز گل پسرم به دنیا اومد

چ روز و چ شبی بود...

پررررررر از خاطره. .

خالم و مادر شوهرم اومده بودند....

پسرم اون شب تا صبح گریه میکرد و نگذاشت هیشکی بخوابه...هه

برچسب: نویسنده: یگانه کاظمی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 19:14

صفحه بندی