وقتی محمد حسن ده ماهه بود ما دوباره رفتیم مشهد
الان دارم میبینم که هشت چه عدد مقدسه
هشتمین امام و هشتمین مشهد و اولین مشهدی که با پسرم رفتیم.
با مامان و بابام رفتیم و اونجا بهمون خوش گذشت...توی تابستون بودویادمه که مادرشوهر پدرشوهر و خواهر شوهرم هم خودشون اومده بودن
توی حرم قرار گذاشتیم و همدیگه رو دیدیم
با ماشین خودمون رفتیم..راه برگشتعجیب گرما خوردیم و یادمه همه لباس ای بچه رو در آوردیم تا گرما زده نشه...
برچسب:
نویسنده: یگانه کاظمی