خرید بک لینک
آخرای ماه رمضان بود که مهدی زنگ زد ساعت سه بود گفت بچه به دنیا اومده

حدودا یک ماه زود اومده بود همه خوشحال شدیم از اومدنش

یه پسر ریزه میزه

من برای جاری یه دسته گل خریدم و یه سکه...

به اتفاق عمه و مامانش رفتیم خونه مامانش

اوهم به دنیا آمد...جاری من الان سی و یک سالشه و من نمیدانم آیا در 31 سالگی سومسن بچه اما هم به دنیا خواهد آمد یا نه؟

ان شالله بچه های سالم و صالح خدا بهمون بده

آمین

برچسب: زن عمو شدم,عاشق زن عمو شدم,من عاشق زن عمو شدم, نویسنده: یگانه کاظمی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 13:14

صفحه بندی